نگاه محسنی

مجموعه ای از دین فلسفه و عرفان و سیاست

نگاه محسنی

مجموعه ای از دین فلسفه و عرفان و سیاست

سرانجام مهم است نه حال فعلی

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
۱۲
اسفند

به نام خداوند عزوجل 

ابتدا باید بگویم که این مقاله برداشت شخصی از مستندات همه ی گروهای سیاسی و غیر سیاسی است یعنی هم رد پای جناب ری شهری در آن هست هم حاج احمد آقای منتظری و خمینی . لذا گلگی نکنید که چرا ها یی را بیان کردی من قبلا هم متنی در سال ۹۴ نوشتم که دوستان اصلاحطلب را به جانم انداخت باشد که تکرار نشود .

۱۱
اسفند
حقیقت را به خواهید مدتی است که بی خیال بازی سیاست و اراجیف جف طرف بی حیای سیاسی شده ام چون دروغ گویی و حرام خوری در ذات و بدنه ی نظام ریشه کرده و گوش هایش هم  که گِل بر خود بسته و صدای مردم ستم دیده را به خود نمی شنود لذا بر آن شدم که چیزی نه بگویم و نه بنویسم تا این که سلطان مشهد که شهره در هر نوع حماقت است وراجی جدیدی فرمودن ...


اگر لحن بالا زننده است واقعا ببخشید اما آنچنان که درین ملک کثافت به بار آمده که دیگر حتی اگر هم گلاب بر آن نظام مبارک بپاشی باز بوی تعفنش می آید نفست را بند می آورد .




جوابم به امثال مستر سلطان و امثالهم این است که شما منتخب شش دوره پیش همین مردم را مبحوس کردید همسرش راهم همینطور برای مراسمات ختم عزیز ترین های شان باز هم آنان را مبحوس نگهداشتید بعد می گوید مردم کسی را انتخاب می کند نه جناب نه شما و نه امثال جناب روحانی هیچ محبوبیتی (آن بابایی که به خود و نظامش مشرویط مندرابادی می چسباند هم بماند ) مابین مردم ندارید اگر و اگر کسی هم به کسی مثل روحانی رای می دهد بیم این را دارد که احمدی نژاد تکرار شود .(او هم البته ماری بود در آستین آقا و زاده هایش) الیهذا سخت نگیرید و جوش الکی نزنید شما با افتضاحاتی نظیر حوادث خیابان انقلاب نشان داید که چقدر با مردم و نگاه مردم هم سو هستید. لذا می توانید بگویید نظام ما طوری ست که هر که ریس باشد و بخواهد بماند باید و باید بر سر مردم بکوبد و به حرف مردم گوش ندهد مگر وقت انتخابات و اگر هم هر کس رای آورد او رای نیاورده بلکه نظام و آقا رای آورده اند و سیاست های او هرچه که هست مال خودش است هر کاسه ای اس مال خود او است آقا می شکندش بر سر او چون آقا یک پیرمرد پول دار مهربان است .

برادر و یا خواهر گرامی که فردا یا پس فردا و... قرار است قرقر همین جفنگیات را در کلاس و منبر خود تکرار کنی یا از روز قضا بترس یا از اشک و آه مظلومان که روزی مطابق تمام روایات گردنتان را خواهد گرفت بس بیا تا دیر نشده نه برای لغمه ی کوچک تر نانت بلکه برای وجدانت بدون در نظر گرفت جیب شغلت حرف بزن .



راستی این همه گفتم این را نگفتم که من از عمق شکوایه های مردم مطلع ام و با همشون برخورد می کنم می خواهد استادم باشه یا هر کس دیگری باید از قانون که منم و  نظرم که به چماغ نزدیک تر است به سر کج فهمان انگلیسی منتقد معترضم بخورد تا دیگر فتنه نکنند‌...........

در راه خدا پایدار باشید و سر فراز
۱۷
دی

بسمه تعالی

خدمت ریس جمهور سابق ایران جناب مستطاب حجت الاسلام سید محمد خاتمی دامته براکته

سلام علیکم

اینجانب از هواداران داران و هوا خواهان جنبش اصلاح طلبی بوده و هستم در تمام مدت فعالیت های سیاسی و فکری ام هم هرگز سعی نکرده ام که از شما یا دیگر عزیزان گوی سبقت را بگیرم شاید گم نام باشم اما اگر دست به قلم شوم کم تر از عباس عبدی و زیباکلام ها که ماشالله جنبشمان کم ندارد نیستم اما هرگز نخواسته ام که با نا پختی به فاجعه هایی که امثال گنجی و... دست زدن دست بزنم و زمینه ساز بحران هایی باشم که نه صلاح من است و نه به صلاح کشور و نظام با این پیش فرض لازم دانستم انتقاداتی را نسبت به چند اقدام اخیرتان بیان کنم تا شاید اصلاحشان کنید و یا حداقل تکرارشان نکنید ‌.

۱- حمایت چشم بسته از لیست امید:
انتخابات به نوبه خود برایمان هم جنبه تبلیغاتی داشت و هم توانسطیم به گوش خیلی ها برسانیم که اصلاحات هنوز زنده است اما از انتخابات که گذشتیم به بلای فیش ها دچار شدیم و طرف داری آن خانم از پدرش که قبل از خود انتخابات هم مناقشاتی را متوجه لیست کرده بود. بگذریم به فاصله چند روز در انتخابات ریاست مجلس با آن هم شو انتخاباتی جناب آقای عارف که رهبر لیست امید بود به تعداد کرسی های لیستش هم رای نیاورد به مابقی مفتصحات مجلس کاری ندارم اما چرا باید ما از کسانی حمایت می کردیم که حتی کوچک ترین کمکی به نکردن و همیشه عامل شکی برای ما بودن آن هم به بهانه رای نیاوردن مشتی اصولگرا؟ آیا بلوغ سیاسی یعنی این با دموکراسی و شایسته سالاری و ... کاری ندارم اما لاذمه پیشرفت همکاری جناهی است نه ویرانی یک جناه.

۲_ حمایت چشم بسته از روحانی: چند ماهی به انتخابات مانده بود سردار سازندگی مارا تنها گذاشت جو آن گونه بود که همه فهمیدیم که دیگر روحانی برنده نیست چون نه پایگاه مردمی در دل مردم باز کرده بود ونه حتی به یک سوم وعده هایش عمل کرده بود نه اقتصاد را سامان داد و نه اشتغال را نه حصر هم که همچنان بر جای خود استوار بوده و هست خیلی از فعالان رسانه و سیاست هم در زندان بودن و یا در حال زندانی شدن بودند باز هم مردم آن ته مانده آبروی اصلاحات و شما اعتماد کردند و از سبد جنتی روحانی به بیرون آمد نزدیک به یک سال از دور دوم ریاست شان بر جمهوری اسلامی می گذرد و باز هم آش و کاسه بر جای خود باقی است با این فرق که امروز دیگر نه آن آبروی دیروز را داریم و نه دیگر مردم به لطف گرانی های اخیر برای مان تره خورد می کنند .


۳_عدم حمایت از جنبش اعتراضی مردم برای نان

درد ناک ترین قسمت برایم این حادثه عظیم ملی بود که شما و امثال تاجزاده ی عزیز به آن دلیل که دولت مثلا اصلاح طلب است نباید پشتش نگرفتید تا شاید همچون حوادث ده هفتاد و هشتاد به پوچی و سالگردی ختم شود اما تا به امروز که این دل نوشته را برای تان می نویسم همچنان پر فروغ و با کمک خارجیون و بودجه جان مردم گرسنه و بی کار به راه خود ادامه می دهد و هر روز به لطف آن نامه ی تان هم بی آبرو تر شده ایم و هم کم طرف دار تر نمی دانم قصد تان چیست اما می دانم دیگر اصلاح و اصلاح طلبی نیست شاید آقای نوری زاد حق دارد و این بار شما راه را گم کرده اید و شاید هم بوی کباب می آید ما بی خبریم اما سید جان گندم ری هم اگر در کار باشد سرابی بیش نیست .

نتیجه

بعد از ادله های بالا لازم دانستم یا خود را از اصلاح طلبی جدا کنید و یا با اعلام خطا آبروی رفته ما اصلاح طلبان را باز پس بگیرید تا در آینده خطابه ما به شما پدری دلسوز و مهربان باشد تا فردی خودرای که مارا قربانی کرد.
ایام اخیر نشان داد نه تنها شخص اصلی نظام دیگر آن قدرت صابق را ندارد بلکه نشان داد سرکوب و سانسور و تکویر هم دیگ‌ر جواب نمی دهد لذا مانند پسری دل سوز و فرزند کوچک تر از شما تقاضا دارم به مرکب موریانه خورده شده چشم ببندید .


و من الله توفیقا

۱۳۹۶/۱۰/۱۷ تیم صایبری mon44 

۰۳
دی

حقیقتا تا حالا از هیچ حرفی دردم نیامده بود  ولی این اواخر به لطفا حضرات که مدعی بودن من دنبال رسالت و فرقه سازی و امثال هم هستم شدیدن رنجیدم حدود یک هفته شاید کل چیز هایی که گفته و نوشته ام رو کنار هم گذاشتم اما نمی دانم قبای رسالت کجای تن بود که حضرات به دنبال من انداخت ولی هر چه بود از مدهوشی آقایان بود. بگذریم چندتا قطعه شعر گفتم که از این به بعد با شدت قدرت بیشتر اینشالله منتشر میشه رو اینجا میزارم به امید کپی بر نداری دوستان .


اشعار من با هشتک #mon44 معروف خواهد شد امید اینکه مورد پسند باشد.


گفته اند هر چه سختی است مال ماست    

                                       هر چه بد احوالی در احوال ماست

#mon44


کس در این جهان مرا یار نیست 

          دلم را جز خدا کس دلدار نیست 

#mon44


در احوال من محسن گفتند 

او را فلسفه ای جز زیستن نیست

گفتم این چه احوالی ست 

که نام او در این احوال نیست 

#mon44






mon44  همان کانال سیاسی مذهبی آپارات هست که به لطف حضرات بسته شد.

۱۸
آبان

چند روز قبل در تلویزیون برنامه ای در حال پخش بود که استاد پناهیان یکی خطبای ممنوع التصویر نشدی صدا و سیمای  میلی در آن حضور داشت و از مذارات بیمه اربعین می گفت و می گفت که خیلی ها اربعین و حتی امام حسین را خراب کرده و.... در آن روز قطعا خیلی ها به حکمت و ساده زیستی و از جان گذشتگی این ملا پی برده بودن من و آن هایی که بیمه می کردن هم که اصلا بی دین گذشت و گذشت تا بمبی در سامرا منفجر شد و عده ای یا در راه خدا و یا در را شهرت و یا در راه عشق کشته شدن و خبر آمد تعدادی از همین ها به فرمان مستر پناهیان لبیک گفته اند و بیمه نداشته اند و... 


من نمی دانم این حضرات این امواج اراجیف را از کجای خود خارج می کنند و بنا به چه حقی به خود اجازه انتشار آن را می دهند و من نمی دانم تا کی باید به خاطر امثال این خطیب بی مغز باید سر به پایین داشته باشم اما اندکی صبر سحر نزدیک.


اگرقصد شرکت در پیاده روی اربعین را دارید حتما خود را بیمه کنید چون اگر قطره ای از خون شما ریخته شود هیچ یک از امثال این خطیب جان ترس که از دو می گوید گودش کن لنگش کن به کمک ایتام و... شما نخواهد آمد خلاصه را عرض کنم مملکته چی فکر کردین .

با آرزوی مغفرت برای کشته ها و آرزوی سلامتی برای بقیه مسافران
وسلام علیکم 
۱۷
مهر

آقا یون مداحان یزدی در کل (جزا کمل الله الخیرا) واقعا در دور دیجی بازی مداحان حکومتی و غیر شان شما چراغ مکتب حسین رو روشن نگه داشتید به خصوص مداحان حسیینه بعثت و کوچه بیوک یزد که واقعا شعر ها شون اوج شعور است .


آخرین نوحه فوق العاده مردم یزد و حسینه بعثت رو میزارم براتون 


عزاداری تاسوعای حسینی یزد در محرم1394

محرم۹۵ در یزد نیز مانند هر سال با نوحه های پرشور همراه است.

هیئت کوچه بیوک یزد نوحه متفاوتی امسال اجرا کرده است در ادمه متن و صوت نوحه می آید:

همه جا نوحه و ستم 
همه جا ناله و عزا

نه امیدی به زندگی
نه نشانی ز بندگی

نه دلی مانده با خدا

ای شهر مصیبت دیده
لبهای زمین خشکیده

آیینه به خاک افتاده 
پروانه به خون غلتیده

قسم به شمع آزادی 
به اشک لرزان شادی

قسم به سرو آزاده 
به بازوان افتاده

قسم به عشق، خونینم من
برای عشق، غمگینم من

آه ……

چه آتش افتاده بر دل ایمان آری
از خامان پر فروش

چه غوغا سر داده بر سر هر بازاری
مداحان دین فروش

بارون بارون بارون می باره 
تا آسمون ها خون می باره

مرگا به این زندگی در سایه بیداد 
با نام دین می چکد خون از رگ فریاد ، فریاد ، فریاد

خون انسان می ریزد جنگ باورها
تا کی باید برخیزد آه مادرها

بارون بارون بارون می باره 
از آسمون ها خون می باره

آه ……

خونریزی ؛ خونخواهی؛ ای وای از تباهی 
ویرانی؛ گمراهی؛ ای وای از سیاهی

عاقبت این شه فراز آید 
یوسف گمگشته باز آید

 

دانلود صوت کامل نوحه



رو نوشت از 
http://yazdiyan.ir/%D9%86%D9%88%D8%AD%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%87%DB%8C%D8%A6%D8%AA-%DA%A9%D9%88%DA%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%88%DA%A9-%DB%8C%D8%B2%D8%AF%D8%AF/
۱۲
مهر
در مجلسی که یاران شرب مدام کردند 
نوبت بما چو آمد آتش بجام کردند
اینجا غم و محبت آنجا جزای عصیان 
آسایش دو گیتی بر ما حرام کردند

#قدسی_مشهدی
۱۲
مهر

شبی با یک شاعر از امشب تا نیم اول ماه محرم تعطیل می شود و بعد آن دوباره کلید می خورد .


حاجی محمد خان قدسی مشهدی از شاعران قرن یازدهم هجری اس. وی در سفری پس از اتمام حج به هندوستان مسافر کرد و جزء شاعران شاه جهان شد. مرگ او را به سال 1065 هجری نوشته اند .

مثنوی و قصیده خوب می ساخت و یک مثنوی در ((ضعف وناتوانی)) دارد شاعران دیگر از جمله طالب آملی , مسیح کاشانی و عطار یزدی سالم و محمد علی تسلیم میر یحیی نورالدین ضیاء اصفهانی و امیربیک واله استقبال کرده اند .

۱۲
مهر
۱۲
مهر

بسم الله الرحمن الرحیم 

به خاطر دیر ارسال شدن مقاله من یک معذرت خواهی به همه عزیزن بدهکار شدم و اما بعد

هدف تمامی انبیا از آدم تا پیام آور خاتم محمد مصطفی (ص) شکستن بت های شخصی و سنگی بوده اما متاسفانه در چند صد سال پس رحت این بزرگان و منصوبین اصلی شان غلو هایی در حد خدایی در حق همین منصوبین و نه در حق پیامبران شده .

در ابتدا باید گفت هر پدر بزرگی نوه خود را دوست دارد و بر سر آن قسم می خورد و این که هیچ امامی یا جانشینی از هنگام تولد و یا قبل آن نمی توانسته کاری کند به ادعا ی امام حسین (ع) در دعای منصوب به ایشان (عرفه) و آیه صریح قران (سوره نحل آیه 78 ) و اینکه شاید عده ای حضرت یحیی را مثال بزند و یا حضرت عیسی اما باید به این نکته توجه که این دو استثنا هایی بود بودن و گرنه تمامی پیامبران از ویژگی های عادی و انسانی برخودار بودند که هم گرسنه می شدند و هم بیمار و هم چیز های دیگر مگر در همین قرآن خداوند کریم خطاب پیامبرش :(نمی گوید تو را از همین مردم و مانند همینان آفریدیم و به تو علم هدایت آموختیم) خب بس حرف شما چیست که به دنبال نوع خلق شدن و تاریخ خلق شدنش می گردید ؟ 

خب چرا از پیامبر خود و جانشیناشان با این فضیلت های اغلب بی سند و بی دلیل بت سازی می کنید و به جایی که طرف حساب انسان را خدا نشان دهید که سریع الحساب  و رحمن الرحیم است. آنان را به اشخاصی که به  عدعای خود همین قرآن و زبان آمیانه دستشان از زمین کوتاه است و کاری جز عبادت خدا را در بهشت ندارند و برزخ ندارند متصل می کنید؟ 

آیا می دانید آنان که می دانند و آنان که نمی دانند در مقابل خدا برابر نیستند و آیا می دانید خداوند چیزی را که به یهود و نصاری گفته هم برای هم گفته یعنی عذاب و رحمت برای همه ماست و معیار عمل ماست و نه عشق الکی و نام های ظاهری  

آیا می دانید عاشق حرف های معشوقش را آویزه گوش خیش می کند و خود را سگ و... معشوق خطاب نمی کند چون در آن حالت دیگر لیاقت همراهی با معشوق را ندارد پس از غا فلان به معشوق است.

در انتها پیشنهاد دارم حدیث زیر را به دقت آویزه گوش خود کنید و ز این منبر ز آن منبر کم بپرید که خدا آگاه و تواناست 

جابر بن یزید جعفى (ره) می گوید: امام محمد باقر(ع) به من فرمود: اى جابر آیا براى تشیّع همین بس است که کسى ادعا کند محبت ما اهل‌بیت را؟! سوگند به خدا که شیعیان ما نیستند مگر افرادى که تقواى خدا پیشه گیرند و او را اطاعت کنند. شیعیان ما شناخته نمى‏شوند مگر به تواضع و خشوع دل، و نگاه‌دارى امانت، به زیاد یاد خدا کردن، به زیاد روزه گرفتن، نماز خواندن، احسان به پدر و مادر، مراعات فقراى همسایگان، از حال آنها با خبر بودن، از حال مسکینان و قرض داران و یتیمان با اطلاع بودن، و به آنها رسیدگى کردن، و در گفتار از راستى تجاوز نکردن، و تلاوت قرآن کردن و زبان را از گفت‌وگوى با مردم مگر چیزهایى که راجع به خیر آنها است بازداشتن و افراد امین و مورد اعتماد اقوام خود بودن در همه چیزها.


و دعای عرفه به فارسی  که خدایا من هیچ تو همه ای 


خدایا آنان که تو را ندارن چه دارند؟

خدایا آنان که تو را دارند چه کم دارند؟


رو نشوشت از کل منابع اعتقادی